فرهنگ آریان‌پور

پاشنه

#۴۲٬۴۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

heel

پاشنه، پشت سم، (در جمع) پاهاى عقب (جانوران)، ته، پاشنه کف، پاشنه جوراب، پاشنه گذاشتن به، کج شدن، یک ور شدن

۲

heelpiece

پاشنه، پاشنه پوش

۳

pivot

مفصل، لولا، محور، مدار، میله، پاشنه، مخور چرخ، (مجازى) عضو موثر، محور اصلى کار، نقطه اتکاء، روى چیزى چرخیدن، روى پاشنه گشتن، چرخیدن، چرخاندن، روى پاشنه چرخیدن

۴

talon

چنگال، ناخن، پنجه، پاشنه پا، پاشنه

۵

stern

سخت گیر، عبوس، سخت و محکم، عقب کشتى، کشتیدم