فرهنگ آریانپور
پاسداری
#۴۲٬۴۳۵
watch
پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن
patrol
(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن
ward
نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن