پاسدار
#۴۲٬۴۲۲
guardsman
پاسدار، نگهبان، سرباز هنگ نگهبان
outsentry
پاسدار
guard
نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن
watch
پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن
patrol
(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن
watchful
(watchfulness =) ـ مواظب، مراقب، پاسدار، بى خواب، دقیق، هشیارى، مراقبت
watchman
مواظب، نگهبان، پاسدار، مراقب
watchfulness
(watchful =) ـ مواظب، مراقب، پاسدار، بى خواب، دقیق، هشیارى، مراقبت
picket
دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن
keeper
نگهدار، نگهبان، حافظ
warder
زندانبان، عصا یا گرز، نگهبان دروازه یا قصر
lookout
مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه
sentinel
نگهبان، قراول، دیده بان، کشیک، نگهبانى کردن