فرهنگ آریان‌پور

پاسخ دادن

#۴۲٬۳۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

answer

پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ

۲

respond

پاسخ دادن، واکنش نشان دادن، پاسخ

۳

reply

پاسخ، جواب، پاسخ دادن، جواب کتبى یا شفاهى، دفاعیه

۴

meet

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۵

rejoin

پاسخ دفاعى دادن، در پاسخ گفتن، دوباره پیوستن به

۶

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده