فرهنگ آریان‌پور

پاسخ

#۴۲٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

reply

پاسخ، جواب، پاسخ دادن، جواب کتبى یا شفاهى، دفاعیه

۲

answer

پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ

۳

respond

پاسخ دادن، واکنش نشان دادن، پاسخ

۴

response

جوابگویى، پاسخ، واکنش

۵

replication

تاه، تاشدگى، پاسخ، انعکاس، رونوشت، دفاع، پاسخگویى، تکرار

۶

responsions

جوابگویى، پاسخ، مجلس مناظره، آزمون مقدماتى