فرهنگ آریان‌پور

پاسبانی کردن

#۴۲٬۳۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

patrol

(علوم نظامى) گشت، گشتى، پاسدارى، گشت زدن، پاسبانى کردن، پاسدارى کردن