فرهنگ آریان‌پور

پاسبانی‌ کردن

#۴۲٬۳۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

police

اداره شهربانى، پاسبان، حفظ نظم و آرامش (کشور یا شهرى را) کردن، به وسیله پلیس اداره و کنترل کردن

۲

protect

حفاظت کردن، حمایت کردن، حراست کردن، نیکداشت کردن، نگهدارى کردن، حفظ کردن