فرهنگ آریان‌پور

پاسبانی

#۴۲٬۳۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ward

نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن

۲

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن