فرهنگ آریان‌پور

پاسبان

#۴۲٬۳۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bobby

پاسبان، پلیس

۲

cop

پلیس، پاسبان

۳

peon

فراش، غلام، پادو، پیک، قاصد، پاسبان

۴

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن

۵

johnny

انگلیسى، مرد انگلیسى، جوان ژیگولو و خوشگذران، پاسبان، جانور نر، جنس نر

۶

police

اداره شهربانى، پاسبان، حفظ نظم و آرامش (کشور یا شهرى را) کردن، به وسیله پلیس اداره و کنترل کردن

۷

gendarme

ژاندارم، امنیه، پلیس، پاسبان

۸

constable

افسر ارتش، پاسبان، ضابط

۹

policeman

مامور پلیس، پاسبان police officer

۱۰

fuzz

کرک، پرز، ریش تازه جوان، کرکى شدن، ریش ریش شدن، کرکى کردن، پرزدار کردن، مست کردن، گیج کردن

۱۱

peeler

پوست کننده، اسباب پوست کن، پلیس

۱۲

warder

زندانبان، عصا یا گرز، نگهبان دروازه یا قصر

۱۳

flatfoot

پاپهن، مسطح شدن کف پا، از بین رفتن انحناء کف پا، پلیس گشتى، ملوان، داراى عزم ثابت