فرهنگ آریانپور
پاره کردن
#۴۲٬۲۸۲
lacerate
پاره کردن، مجروح کردن، آزردن، عذاب دادن، دریدن
tear up
پاره کردن، درهم دریدن
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
rip
شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک
rend
(past: rent ; past participle: rent) ـ پاره کردن، چاک زدن، دریدن، کندن
tear
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک
shred
پاره، تکه، ریز، خرده، ذره، سرتکه پارچه، پاره کردن، باریک بریدن
mangle
(پارچه بافى) دستگاه پرس، له کردن، بریدن، پاره کردن، خرد کردن
divulsion
کندن، قلع، پاره کردن
lancinate
با نیزه سوراخ کردن، پاره کردن