فرهنگ آریان‌پور

پاره پاره کردن

#۴۲٬۲۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tatter

تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس

۲

analyse

تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن

۳

analyze

تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن

۴

scalpel

چاقوى کالبد شکافى، چاقوى کوچک جراحى، با چاقوى جراحى بریدن، پاره پاره کردن

۵

tearoff

کندن از، پاره پاره کردن