فرهنگ آریان‌پور

پاره پاره‌ کردن

#۴۲٬۲۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

worry

اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى

۲

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن

۳

lacerate

پاره کردن، مجروح کردن، آزردن، عذاب دادن، دریدن