فرهنگ آریان‌پور

پاره ای

#۴۲٬۲۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

partial

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به