فرهنگ آریانپور
پارگی ایجاد کردن
#۴۲٬۲۲۵
snag
مانع، گره، گیر، به مانعى برخورد کردن
spew
قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن
shoot
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن