فرهنگ آریانپور
پارگی
#۴۲٬۲۲۳
tear
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک
rupture
گسیختگى، قطع، سکستگى، جدایى، گسیختن، جدا کردن، ترکیدن، قطع کردن، پارگى، گسستن، گسستگى
laceration
دریدگى، پارگى
rip
شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک
rent
(past: rent ; past participle: rent) ـ پاره کردن، چاک زدن، دریدن، کندن
snag
مانع، گره، گیر، به مانعى برخورد کردن
split
(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک