فرهنگ آریان‌پور

پارسنگ کردن

#۴۲٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

counterweight

وزنه تعادل، سنجیدن، پارسنگ کردن، چربیدن بر، حالت تعادل

۲

counterpoise

وزنه متقابل، نیروى متعادل کننده، نیروى مقاوم، حالت تعادل، وزن کردن، سنجیدن

۳

counterbalance

وزنه تعادل، پارسنگ، (مجازى) برابرى کردن، خنثى کردن، موازنه، موازنه کردن