فرهنگ آریان‌پور

پارچه - یک -

#۴۱٬۹۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

solid

جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان

۲

monolithic

یک پارچه

۳

en bloc

در یک بلوک، یک پارچه، دربست، یک تکه