فرهنگ آریان‌پور

پارچه

#۴۱٬۹۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cloth

پارچه، قماش

۲

textile

پارچه، پارچه بافته، (جمع) منسوجات

۳

lot

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن

۴

manta

پتو یا جل اسب و قاطر، نوعى ردا، پارچه

۵

piece

تکه، قطعه، پارچه، فقره، عدد، سکه، نمونه، قطعه ادبى یا موسیقى، نمایشنامه قسمت، بخش، یک تکه کردن، وصله کردن، ترکیب کردن، جور شدن، قدرى، کمى، اسلحه گرم، دانه، مهره

۶

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن

۷

fabric

محصول (کارخانه و غیره)، پارچه، قماش، سبک بافت، اساس

۸

tissue

بافته، بافت، نسج، رشته، پارچه ى بافته

۹

goods

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله good

۱۰

acetate

نمک جوهر سرکه، استات

۱۱

flapper

مگس کش، مگس پران، جوجه اردک

۱۲

material

جنس، ماده، مصالح، مادى، جسمانى، مهم، عمده، کلى، جسمى، اساسى، اصولى، مناسب، مقتضى، مربوط، جسم