فرهنگ آریان‌پور

پارتی

#۴۱٬۹۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

parthian

پارتى، اشکانى، اهل پارت

۲

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن

۳

drag

کشاندن، چیز سنگینى که روى زمین کشیده مى شود، کشیدن، به زور کشیدن، سخت کشیدن، لاروبى کردن، کاویدن، با تور گرفتن، سنگین و بى روح

۴

contact

تماس، اتصال، تماس یافتن، تماسى، برخورد، محل اتصال، تماس گرفتن

۵

connection

(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى