فرهنگ آریان‌پور

پارازیت

#۴۱٬۸۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

blooper

پارازیت، صداى نامطبوع رادیو، اشتباه احمقانه

۲

parastite

پارازیت، انگل

۳

mush

حریره آرد ذرت، خمیر نرم، (در رادیو) صداى مزاحم، پارازیت، خش خش، حریره آرد ذرت تهیه کردن، سفر پیاده در برف، پیاده در برف سفر کردن، احساسات بیش از حد

۴

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۵

parasite

انگل، طفیلى، صداى مزاحم، پارازیت

۶

static

ایستا، ساکن، ایستاده، وابسته به اجسام ساکن static atmospherics

۷

interference

تداخل، مداخله، معارضه، دخالت، فضولى