فرهنگ آریانپور
پادیر
#۴۱٬۸۴۹
prop
حایل، نگهدار، پایه، تیر، شمع (در معدن)، نگهداشتن، پشتیبانى کردن، حایل کردن یا شدن
stay
ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه
buttress
شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل
flying buttress
(در ساختمان) شمع قوسى، ستون قوسى، قوس اتکاء، طاق مایلى که به دیوار ساختمانى تکیه کرده و آن را نگه مى دارد