فرهنگ آریان‌پور

پادیر

#۴۱٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

prop

حایل، نگهدار، پایه، تیر، شمع (در معدن)، نگهداشتن، پشتیبانى کردن، حایل کردن یا شدن

۲

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۳

buttress

شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل

۴

flying buttress

(در ساختمان) شمع قوسى، ستون قوسى، قوس اتکاء، طاق مایلى که به دیوار ساختمانى تکیه کرده و آن را نگه مى دارد