فرهنگ آریان‌پور

پادی‌ کردن

#۴۱٬۸۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

object

مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن

۲

oppose

در افتادن، ضدیت کردن، مخالفت کردن، مصاف دادن