فرهنگ آریان‌پور

پادکوشی

#۴۱٬۸۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

race

مسابقه، گردش، دور، دوران، مسیر، دویدن، مسابقه دادن، بسرعت رفتن، نژاد، نسل، تبار، طایفه، قوم، طبقه

۲

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت