پاداش
#۴۱٬۷۳۰
gratuity
پاداش، انعام، التفات، سپاسگزارى، رایگانى
fee
پردازه، پردازانه، مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، پول، شهریه، اجاره کردن، دستمزد دادن به، اجیر کردن
hay
علف خشک، گیاه خشک کرده، یونجه خشک، حشک کردن (یونجه و مانند آن)، تخت خواب، پاداش
back
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن
meed
کرایه، مزد، جایزه، پاداش، ارزش
mense
حس تمیز، ظرافت، نزاکت، افتخار، پاداش، نزاکت داشتن، مزین ساختن
premium
جایزه، پاداش عمل، پاداش نیکو، صرف برات، حق صرافى، انعام، مزایا، وثیقه، حق بیمه، حق العمل، اعلاء unthinking
guerdon
(recompense، reward) جایزه، پاداش
quittance
رسید مفاصا، برائت، پاکى، تبرئه، پاداش، باز پرداختن، جبران کردن
retribution
کیفر، مجازات، تلافى، کیفرى، مجازاتى، سزا پاداشی که در برابر نجات دادن کشتی یا سرنشینان یا کالای آن پرداخت می شود
compensation
جبران، تلافى، پاداش، غرامت، تاوان، جبران کردن، خنثى کردن
unwary
ناآگاه، بدون نگرانى، بدون تعجب و تشویش
salvage
نجات مال یا جان کسى، نجات کسى از خطر، از خطر نابودى نجات دادن، مصرف مجدد آشغال و زاید هر چیز salvage اقتصاد