فرهنگ آریان‌پور

پاداش

#۴۱٬۷۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

gratuity

پاداش، انعام، التفات، سپاسگزارى، رایگانى

۲

fee

پردازه، پردازانه، مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، پول، شهریه، اجاره کردن، دستمزد دادن به، اجیر کردن

۳

hay

علف خشک، گیاه خشک کرده، یونجه خشک، حشک کردن (یونجه و مانند آن)، تخت خواب، پاداش

۴

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۵

meed

کرایه، مزد، جایزه، پاداش، ارزش

۶

mense

حس تمیز، ظرافت، نزاکت، افتخار، پاداش، نزاکت داشتن، مزین ساختن

۷

premium

جایزه، پاداش عمل، پاداش نیکو، صرف برات، حق صرافى، انعام، مزایا، وثیقه، حق بیمه، حق العمل، اعلاء unthinking

۸

guerdon

(recompense، reward) جایزه، پاداش

۹

quittance

رسید مفاصا، برائت، پاکى، تبرئه، پاداش، باز پرداختن، جبران کردن

۱۰

retribution

کیفر، مجازات، تلافى، کیفرى، مجازاتى، سزا پاداشی‌ که‌ در برابر نجات‌ دادن‌ کشتی‌ یا سرنشینان‌ یا کالای‌ آن‌ پرداخت‌ می‌ شود

۱۱

compensation

جبران، تلافى، پاداش، غرامت، تاوان، جبران کردن، خنثى کردن

۱۲

unwary

ناآگاه، بدون نگرانى، بدون تعجب و تشویش

۱۳

salvage

نجات مال یا جان کسى، نجات کسى از خطر، از خطر نابودى نجات دادن، مصرف مجدد آشغال و زاید هر چیز salvage اقتصاد