فرهنگ آریانپور
پاچه کردن - دست -
#۴۱٬۶۷۸
confuse
مغشوش شدن، با هم اشتباه کردن، آسیمه کردن، گیج کردن، دست پاچه کردن
fluster
سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى
embarrass
دست پاچه کردن، برآشفتن، خجالت دادن، شرمسار شدن
incommode
ناراحت کردن، ناراحت گذاردن، دردسر دادن، آزار رساندن، گیج کردن، دست پاچه کردن
overwhelm
سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، پایمال کردن، مضمحل کردن، مستغرق در اندیشه شدن، دست پاچه کردن، درهم شکستن
disconcert
مشوش کردن، دست پاچه کردن، مبهوت کردن، عدم هم آهنگى داشتن