پاتوق
#۴۱٬۶۴۸
howf
(howff =) ـ پاتوق، میعادگاه، میخانه، پناهگاه
nest
آشیانه، لانه، آشیانه اى کردن، آسایشگاه، پاتوق، لانه ساختن، آشیان کردن، آشیان گرفتن، در محل محفوظى جاى گرفتن، پیچیدن
haunt
زیاد رفت و آمد کردن در، دیدار مکرر کردن، پیوسته آمدن به، آمد و شد زیاد، خطور، مراجعه مکرر، محل اجتماع تبه کاران، آمیزش، دوستى، روحى که زیاد بمحلى آمد و شد کند، تردد کردن، پاتوق
howff
(howf =) ـ پاتوق، میعادگاه، میخانه، پناهگاه
resort
ملجا، پناهگاه، پاتوق، ملاقات مکرر، رفت و آمد مکرر، دوباره دسته بندى کردن، متشبث شدن به، متوسل شدن
station
ایستگاه، جایگاه، مرکز، جا، درحال سکون، وقفه، سکون، پاتوق، ایستگاه اتوبوس و غیره، توقفگاه نظامیان و امثال آن، موقعیت اجتماعى، وضع، رتبه، مقام، مستقر کردن، درپست معینى گذاردن
recourse
مراجعه، اعاده، چاره، وسیله، توسل، پاتوق، میعادگاه، متوسل شدن به، مراجعه کردن به
rendezvous
آمدگاه، وعده گاه، پاتوق، میعاد، قرار ملاقات گذاشتن
port of call
بندر واقع در مسیر کشتى، پاتوق
stamping ground
(زبان عامیانه) پاتوق، میعادگاه خودمانی hangout
den
غار، کنام، کمینگاه، دزدگاه، خلوتگاه، لانه
tryst
قرار ملاقات، میعادگاه، نامزدى، قرار ملاقات گذاشتن