فرهنگ آریان‌پور

پاپی

#۴۱٬۶۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

papal

پاپى

۲

popish

وابسته به کاتولیک رومى، شبیه کاتولیک، پاپى

۳

papacy

مقام پاپى، سمت پاپى، قلمرو پاپ

۴

insistent

مصر، پافشار، پاپى

۵

after

پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود

۶

apostolic

رسالتى، وابسته به پاپ

۷

pontifical

وابسته به پاپ یا اسقف، جامه اسقفى