فرهنگ آریان‌پور

پاپ

#۴۱٬۵۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

pope

پاپ پیشواى کاتولیکها، خلیفه اعظم صدای‌ شلیک‌ گلوله‌ و غیره‌

۲

papa

بابا، پاپا، آقاجان، پاپ، کشیش ناحیه

۳

papal

پاپى

۴

pontiff

کاهن بزرگ، کشیش بزرگ، پاپ

۵

pop

پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار