فرهنگ آریانپور
پابند
#۴۱٬۵۷۸
jess
پابند قوش، پابند
shackle
پابند، دستبند، قید، مانع، پابند زدن
clog
کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند
anklet
خلخال، پابند، غل و زنجیر براى بستن پا
fetter
بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن
trammel
یک جور دام یا تور، پابند، کملاف، آلت ترسیم بیضى، تعدیل، تعدیل کردن، به دام افتادن، محدود ساختن
gyve
(fetter =) ـ غل و زنجیر پا، پا بند عامیانه nippers اسب
noose
کمند، خفت، دام، بند، تله، در کمند انداختن
restriction
تحدید، تضییق، جلوگیرى، منع، محدودیت