فرهنگ آریان‌پور

پابند

#۴۱٬۵۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

jess

پابند قوش، پابند

۲

shackle

پابند، دستبند، قید، مانع، پابند زدن

۳

clog

کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن

۴

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند

۵

anklet

خلخال، پابند، غل و زنجیر براى بستن پا

۶

fetter

بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن

۷

trammel

یک جور دام یا تور، پابند، کملاف، آلت ترسیم بیضى، تعدیل، تعدیل کردن، به دام افتادن، محدود ساختن

۸

gyve

(fetter =) ـ غل و زنجیر پا، پا بند عامیانه‌ nippers اسب‌

۹

noose

کمند، خفت، دام، بند، تله، در کمند انداختن

۱۰

restriction

تحدید، تضییق، جلوگیرى، منع، محدودیت