واژههای فارسی←پاافزارفرهنگ آریانپورپاافزار#۴۱٬۵۶۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱shoe(past: shod ; past participle: shod) ـ کفش، نعل اسب، کفش پوشیدن، داراى کفش کردن، نعل زدن بهواژههای نزدیک در الفباپا نشینی - زیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا و کفلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا یا پای کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا یا پس زانوی - قوزک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا یا سم شکافته - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر