فرهنگ آریان‌پور

پا میان گذاردن

#۴۱٬۵۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

intervene

در میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدن