فرهنگ آریانپور
پا درامدن - از -
#۴۱٬۵۰۸
tire
خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به
peter
(معمولاً با out) کم آمدن، به پایان رسیدن، تمام شدن، از پا درآمدن، ته کشیدن، از پا افتادن اسم خاص مذکر، پطرس حوارى عیسى
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن