فرهنگ آریان‌پور

پا درامدن - از -

#۴۱٬۵۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tire

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به

۲

peter

(معمولاً با out) کم آمدن، به پایان رسیدن، تمام شدن، از پا درآمدن، ته کشیدن، از پا افتادن اسم خاص مذکر، پطرس حوارى عیسى

۳

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن