فرهنگ آریان‌پور

پا در میانی کردن

#۴۱٬۵۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

intercede

پا در میانى کردن، میانجى گرى کردن، میانجى شدن، میانه گیرى کردن، وساطت کردن، شفاعت کردن