واژههای فارسی←پا بمیان گذاردنفرهنگ آریانپورپا بمیان گذاردن#۴۱٬۴۷۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱interfereدخالت کردن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، تداخل کردنواژههای نزدیک در الفباپا برجائیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا برجایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا بسیارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا بفرار گذاردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا بلندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپا بلند قوی منقار - مرغ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر