فرهنگ آریان‌پور

اب نقره دادن

#۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

inlay

(past: inlaid ; past participle: inlaid) ـ نشاندن، در چیزى کار گذاشتن، (با زر یا گوهر) آراستن، خاتم کارى کردن، گوهر نشان کردن چیز زرنشان، طلاکوبى، خاتم کارى

۲

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۳

silver

نقره - (Ag)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 47 و جرم اتمى 107.8682 گرم بر مول، سیم نقره پوش کردن، نقره فام شدن silver silverplate