فرهنگ آریان‌پور

بیهوشی

#۴۱٬۳۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fit

بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن

۲

anesthesia

بیهوشى، هوش برى

۳

insensibility

بیهوشى، بیحسى، بى عاطفگى، غیر محسوسى

۴

coma

اغماء، بیهوشى

۵

trance

نشئه، از خود بیخودى، بیهوشى، خلسه، مسحور کردن یاشدن، با چالاکى حرکت کردن

۶

syncope

سنکوپ، بیهوشى، غش، حذف هجا، توقف، مث، همبرش unconsciousness

۷

epilepsy

(پزشکى) بیمارى صرع، غشى، حمله، بیهوشى، غش

۸

stupidity

(stupidness =) ـ خریت، بیهوشى، حماقت، کند ذهنى، بى علاقگى

۹

insipience

بیخردى، بى عقلى، نادانانى، حماقت، بیهوشى

۱۰

stupidness

(stupidity =) ـ خریت، بیهوشى، حماقت، کند ذهنى، بى علاقگى

۱۱

anaesthesia

حسگیر، بیهوشى، بى حسى، داروى بیهوشى

۱۲

anaesthetic

حسگیر، بیهوشى، بى حسى، داروى بیهوشى

۱۳

astonishment

شگفتى، سرگشتگى، حیرت، بیهوشى، حیرانى

۱۴

stupefaction

گیجى، گیج سازى، بیهوشى، تخدیر، بهت

۱۵

swoon

(swound =) ـ غش، ضعف، غش کردن، سست شدن