فرهنگ آریان‌پور

بیهوده

#۴۱٬۳۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

futile

بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر

۲

jejune

بیهوده، نارس، تهى، خشک، بى مزه، بى لطافت

۳

ineffectual

بیهوده، بى نتیجه، بى اثر، غیر موثر، بى فایده

۴

idle

بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل

۵

hooey

(nonsense =) ـ یاوه، بیهوده، مزخرف

۶

piffle

چرند، ناچیز، من من کردن، حرف بیهوده زدن، مهمل گویى

۷

havers

(اسکاتلند) مهمل، بیهوده، چرند، مزخرف

۸

kibosh

چرند، (لاف) بیهوده

۹

inutile

ناسودمند، بى فایده، بیهوده، نامناسب، بى منفعت، بى استفاده

۱۰

bootless

بى سود، بیهوده، بى مصرف، بى علاج

۱۱

pointless

بى جا، بى معنى، بیهوده

۱۲

ineffective

بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده

۱۳

purposeless

بى منظور، بى مقصد، بیخود، بیهوده

۱۴

rodomontade

(rhodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى، گزاف، بیهوده، لاف زدن، گزافه گویى کردن

۱۵

impracticable

اجراء نشدنى، غیر عملى، بیهوده

۱۶

frustrated

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن