فرهنگ آریان‌پور

بینی - برجسته -

#۴۱٬۳۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف

۲

remiss

بى مبالات، بى قید، غفلت کار، سست

۳

stereoscopic

برجسته بینى، برجسته بین