فرهنگ آریانپور
بینی - برجسته -
#۴۱٬۳۱۷
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
remiss
بى مبالات، بى قید، غفلت کار، سست
stereoscopic
برجسته بینى، برجسته بین