فرهنگ آریان‌پور

بینی

#۴۱٬۳۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

nose

بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با

۲

snoot

بینى، قیافه، شکلک درآوردن، قیافه گرفتن خودمانی‌ schnozzle

۳

neb

نوک (مخصوصاً نوک لاک پشت و پرنده)، منقار، بینى، پوزه، دهان

۴

nasal

وابسته به بینى، وابسته به منخرین، خیشومى

۵

nozzle

سر لوله آب، بینى، پوزه، دهانک

۶

pecker

نوک زن، سوراخ کن، نوعى کلنگ، (جانور شناسى) دارکوب، منقار، خورنده، بینى، دماغ