فرهنگ آریان‌پور

بینوا

#۴۱٬۳۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

destitute

بینوا، بیچاره، خالى، نیازمند

۲

poor

فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون

۳

unblest

نامبارک، نامیمون، ملعون، بینوا، بدبخت

۴

unblessed

(unblest =) ـ نامبارک، نامیمون، ملعون، بینوا، بدبخت

۵

empty handed

تهیدست، بینوا، بدون هدیه، دست خالى

۶

beggar

گرفتار فقر و فاقه، به گدایى انداختن، بیچاره کردن، گدا

۷

hapless

بیچاره

۸

beggarly

گدامنش، گداوار، از روى پستى

۹

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین

۱۰

helpless

بیچاره، درمانده، فرو مانده، ناگزیر، زله