فرهنگ آریان‌پور

بینش

#۴۱٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ken

(past: kenned, kent ; past participle: kenned) ـ نظر، بینش، بصیرت

۲

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۳

insight

بصیرت، زیرکى، بینش، فراست، چشم باطن، درون بینى

۴

eyesight

دید، بینایى، مراقبت، بینش

۵

intuition

درک مستقیم، انتقال، کشف، دریافت ناگهانى، فراست، بصیرت، بینش، شهود، اشراق

۶

intelligence

هوش، هوشمندى، زیرکى، فراست، فهم، بینش، آگاهى، روح پاک یا دانشمند، فرشته، خبرگیرى، جاسوسى

۷

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره

۸

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۹

seeing

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر

۱۰

theory

نظریه، نگره، فرضیه، اصول نظرى، علم نظرى، اصل کلى، فرض علمى، تحقیقات نظرى، نگرش

۱۱

horizon

افق، خط افق، افق فکرى، به وسیله افق محدود کردن

۱۲

imagery

صنایع بدیعى، تشبیه ادبى، شکل و مجسمه، مجسمه سازى، شبیه سازى، تصورات

۱۳

conception

حاملگى، لقاح تخم و شروع رشد جنین، ادراک، تصور

۱۴

estimation

تخمین، براورد، برآورد

۱۵

perception

ادراک، احساس، درک، مشاهده قوه ادراک، آگاهى، دریافت