واژههای فارسی←بینایی داشتنفرهنگ آریانپوربینایی داشتن#۴۱٬۲۸۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱see(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگرواژههای نزدیک در الفبابیاوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیاهومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیایندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر