فرهنگ آریانپور
بینابین
#۴۱٬۲۷۷
median
میانگین، وسطى، میانه، حد فاصل، میانى، (در مثلث) میانه، (با حرف بزرگ) اهل کشور ماد
medium
رسانه، واسطه، متوسط، (پزشکى) محیط کشت، میانجى، وسیله، معتدل
compromise
تراضى، مصالحه، توافق، مصالحه کردن، تسویه کردن
intermediary
میانجى، وساطت کننده، مداخله کننده، وساطت، مداخله
intermediate
میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى