فرهنگ آریان‌پور

بینا بودن

#۴۱٬۲۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

see

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر