فرهنگ آریان‌پور

بینا

#۴۱٬۲۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sighted

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن sight

۲

perspicacious

زیرک، بینا، تیزهوش

۳

seeing

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر

۴

discerning

تشخیص دادن، تمیز دادن