فرهنگ آریان‌پور

بین بردن - از -

#۴۱٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

raise

بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن

۲

dislimn

محو کردن، از بین بردن (آثار چیزى)

۳

depredate

غارت کردن، به یغما بردن، از بین بردن، تلف کردن

۴

extirpate

از بن کندن، ریشه کن کردن، از بین بردن، بکلى نابود کردن

۵

liquidate

تسویه کردن، حساب را واریز کردن، برچیدن، از بین بردن، مایع کردن، به صورت نقدینه درآوردن، سهام

۶

liquidize

به صورت مایع درآوردن، صاف کردن، تسویه کردن، از بین بردن

۷

obviation

رفع، از بین بردن

۸

annihilate

نابود کردن، از بین بردن، خنثى نمودن

۹

eradicating

از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن

۱۰

pt down

نوشتن، کنار گذاردن، خوار و خفیف کردن، منسوخ کردن، از بین بردن، به زور به چیزى خاتمه دادن، متوقف ساختن، هرز آب ساختن، منکوب کردن