فرهنگ آریانپور
بین بردن - از -
#۴۱٬۱۹۷
raise
بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن
dislimn
محو کردن، از بین بردن (آثار چیزى)
depredate
غارت کردن، به یغما بردن، از بین بردن، تلف کردن
extirpate
از بن کندن، ریشه کن کردن، از بین بردن، بکلى نابود کردن
liquidate
تسویه کردن، حساب را واریز کردن، برچیدن، از بین بردن، مایع کردن، به صورت نقدینه درآوردن، سهام
liquidize
به صورت مایع درآوردن، صاف کردن، تسویه کردن، از بین بردن
obviation
رفع، از بین بردن
annihilate
نابود کردن، از بین بردن، خنثى نمودن
eradicating
از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن
pt down
نوشتن، کنار گذاردن، خوار و خفیف کردن، منسوخ کردن، از بین بردن، به زور به چیزى خاتمه دادن، متوقف ساختن، هرز آب ساختن، منکوب کردن