فرهنگ آریانپور
بیموقع
#۴۱٬۱۳۵
ill timed
بیموقع، نابهنگام
off
قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)
tideless
بى کشند، بدون جزر و مد، بى جزر و مد، بى فصل، بیموقع
untimely
نابهنگام، بیموقع، نامعقول، غیر منتظره، بیگاه
malapropos
نابهنگام، بیموقع، بى محل، نابجا، نامناسب
off of
(off =) ـ قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف