فرهنگ آریان‌پور

بیمه‌ کردن

#۴۱٬۱۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

insure

بیمه کردن، بیمه به دست آوردن، ضمانت کردن

۲

assure

اطمینان دادن، بیمه کردن، مجاب کردن

۳

indemnify

تاوان دادن، لطمه زدن به، اذیت کردن، صدمه زدن به، غرامت دادن

۴

underwrite

(past: underwrote ; past participle: underwritten) ـ در زیر سندى نوشتن، امضا کردن، تعهد کردن