فرهنگ آریانپور
بیمه کردن
#۴۱٬۱۱۲
insure
بیمه کردن، بیمه به دست آوردن، ضمانت کردن
assure
اطمینان دادن، بیمه کردن، مجاب کردن
indemnify
تاوان دادن، لطمه زدن به، اذیت کردن، صدمه زدن به، غرامت دادن
underwrite
(past: underwrote ; past participle: underwritten) ـ در زیر سندى نوشتن، امضا کردن، تعهد کردن