فرهنگ آریان‌پور

بیمزه

#۴۱٬۰۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

vapid

بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت

۲

tasteless

بیمزه، بى سلیقه، بى ذائقه

۳

unsavoury

بیمزه، بد

۴

platitudinous

بیمزه، مبتذل، تکرارى و پیش پا افتاده کردن

۵

arid

خشک، بایر، لم یزرع، خالى، بیمزه، بیروح، بى لطافت

۶

tame

رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن

۷

flaggy

نى زار، جگن زار، داراى برگ هاى شمشیرى، سست، شل و ول، بیمزه

۸

wintry

(wintery =) ـ زمستانى، سرد، بیمزه، مناسب زمستان

۹

sapless

بى شیره، بى نیرو، بیمزه

۱۰

wintery

(wintry =) ـ زمستانى، سرد، بیمزه، مناسب زمستان

۱۱

truistic

عارى از لطف، بیمزه، بدیهى، مبتذل

۱۲

colorless

بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه

۱۳

colourless

بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه