فرهنگ آریان‌پور

بیماری

#۴۰٬۹۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

malady

ناخوشى، فاسد شدگى، بیمارى، مرض patho

۲

illness

مرض، ناخوشى، بیمارى، کسالت، شرارت، بدى

۳

sickness

ناخوشى، بیمارى، مرض، حالت تهوع، آشوب دل

۴

epizootic

منتشر شونده در میان جانوران، همه گیر، ناخوشى همه گیر حیوانى، بیمارى

۵

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان

۶

disease

ناخوشى، مرض، علت، دچارعلت کردن

۷

disorder

بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن

۸

condition

شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن

۹

affection

مهربانى، تاثیر، عاطفه، مهر، ابتلا، خاصیت، علاقه crackup

۱۰

complaint

شکایت، دادخواهى